خاطره ای از شهید خلف زهیری معروف به عمو خلف
نویسنده: مدیر
تاریخ: 11 فروردین 1393 - 12:49:08

خاطره ای از شهید خلف زهیری معروف به عمو خلف

سلام خدا همه عزیزان بیامرزد و آن را در جوار شهدا محشور کند.

خلف مرد غیوری بود من در قاطع 1 بخش بیمارستان اردوگاه تخت کناری ایشان بودم. بندی را دور مچ خود بسته بود.

تعریف می کرد روزی یک عراقی از او سؤال کرد: این بند را برای چه دور دستت بسته ایی؟

گفتم: راز نمی توانم بگویم.

نگهبان عراقی اسرار داشت از راز آن بند سر در بیاورد. پس از اسرار او، به او گفتم: در امانم؟ عراقی گفت: در امانی.

به او گفتم: خانواده ام در جنگ توسط سربازهای شما کشته شده اند و با خودم عهد بستم تا چند نفر را از شما نکشم آروم نگیرم و این بند برای به خاطر ماندن قولم است.

عراقی خودش را عقب کشید و ترس در صورتش ظاهر شد. تا مدتها عراقی ها سرکار بودند. روحش شاد.

محمدرضا مروانی/اردوگاه عنبر/آسایشگاه 19/

دفعات بازدید: 35189
نظرات
محمد قربانی
23 اردیبهشت 1393 11:19:20
خداوند بزرگش بدارد که من چیزی جز خوبی از او ندیدم. دوستان عزیز این دو روایت جداگانه از به رحمت رفتن او چیست؟ روایت برادر گرامی خاج علی احمدی و روایت با نام یگانه؟
علی احمدی
6 اردیبهشت 1393 08:28:27
باسلام خدمت برادر عزیزم جناب آقای یگانه. مرحوم شهید خلف زهیری بر اثر حادثه تصادف در جاده شوش به دزفول به شهادت رسید ومزارش در شهر حر ریاحی در 15 کیلومتری شوش قرار دارد . خداوند روح همه آزادگان شهید را باامام موسی ابن جعفرع محشور گرداند هدیه به روح مطهرشان ،صلوات
یگانه
23 فروردین 1393 09:25:27
خداوند کریم روحش را شاد کند عمو خلف غریبانه در یکی از پیاده روهای اطراف پارک ولیعصر تهران به رحمت خدا رفت وجسد عزیزش راشهرداری بخاک سپرد حاشا به غیرت ما وفرزندش
ابراهیم فخاری
18 فروردین 1393 11:08:32
درود وسلام بر روح پرفتوح شهید بزرگوار عموخلف زهیری و دیگر آزادگان عزیزی که در اردوگاه به صورت غریبانه یا در خاک پاک ایران به دیدار معبود شتافتند روحشان شاد
ارسال نظر
نام
پست الکترونیکی
آدرس وب لاگ / وب سایت
نظر